یک گوشه دنج

برای من

یک گوشه دنج

برای من

آخرین مطالب

۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

جام حهانی :|

من هیچ وقت علاقه ای به دیدن فوتبال نداشتم ..امروز گفتم یه چند دقیقه ای تو جمع باشم ..

مگه میشد ؟!

یکی می گفت امسال همه پیرها رو دعوت کرده..

یکی دیگه می گفت چقدر بد بازی کردن امروز..

یکی می گفت اعتماد بنفس شون رو از دست دادن ..

نمیدونم چرا نمیشه آروم و بی سرو صدا فوتبال دید؟؟


خدا کنه ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدن و خوب پیش بریم :)


  • فا رام
  • ۱
  • ۰

از چی؟

داشتم به این فکر می کردم که تو همه ی زندگیم بیشتر از چی پشیمون هستم ؟
از کارایی که انجام دادم یا نه کارایی که انجام ندادم؟؟
کفه ی دومی سنگین تر بود..میشه کاری کرد که اینطور نباشه؟؟
برای من فکر نکنم ..



  • فا رام
  • ۱
  • ۰

این را

این را
از پیرمردی شنیدم
که می رفت:
نه بر ماندنم
نه بر آمدنت
شاید ماندنم
گم‌کردنت باشد
یا آمدنت
یافتنم
"بر هیچ یک‌ اصرار مورز
فرزند..."
.
مهدی مظاهری

  • فا رام
  • ۱
  • ۰

خدایا تو را..

چه زیبا گفت دکتر شریعتی:

خدایا!

تو را چه کسی در آغوش می گیرد

که اینگونه آرامی !

  • فا رام
  • ۰
  • ۰

این چند روز

این چند روز تعطیلی رو روستا بودیم..هم خوب بود و هم بد ..
همه چیزش خوب بود جز تشدید آسم فاطمه ( نوه ارشد خانواده)..از اون روزی که حالش بد شد و بردنش بیمارستان وضعیت قلب منم خراب شد ..البته حالش خوب شد خدا رو شکر..
ولی اضطراب تپش قلب منو شدیدتر کرد و خیلی بد شدم باید حتما برم دکتر تا حالا فکر میکردم چیز جدی نیست ولی تنگی نفس و درد و حس فشار روی قلبم زیاد شده که دیگه ازش میترسم..

هوا هم به شدددت گرمه ..غیرقابل تحمل..
تعطیلات هم تموم شد و دوباره روز از نو روزی از نو :)
  • فا رام
  • ۰
  • ۰

اولین شب قدر

امشب اومدیم روستا برای مراسم شب قدر ..همه اینجا رو دوست دارن و مراسماشو..

هوای اینجا عالیه و نسبتا سرد..کاش بارون میومد..

من صبر می کنم مراسم اصلی یعنی نماز قضا و قران سر گذاشتن شروع بشه بعد برم :)



خوش بحال آدم خوبا..التماس دعا


  • فا رام
  • ۱
  • ۰

پوچ و خالی..

کاش همیشه همه ی آدما تو ذهن ما خوب بمونن..نه تنها تو ذهن ما بلکه واقعا..

امروز تو یه جمع صمیمی بودم که یکی از دوستان گفت اون روز که فلانی ( یکی از آشنایان که خیلی برای من عزیز بودن و البته خانوم )اینو درباره ی تو گفت منم گفتم درسته و ..

تقریبا بقیه ی حرفشو نشنیدم ..اون درباره ی من اینطوری گفته بود ؟! اونی که من اینقدر دوسش دارم و هر وقت و تو هر شرایطی میبینمش فقط بهم لبخند میزنه و امیدوارم می کنه ؟!!

اصلا باورم نمیشد !! راست می گفت ؟!!!

شاید خیلی باور نکرده باشم این حرفا رو  ولی بی تاثیر هم نبوده و نمیتونه باشه ..

ازش بپرسم اون این حرفا رو گفته یا نه ؟!! شاید دوست داشته بگه و نظرش درباره ی من این بوده ! این اولین باری نیست که کسی رو واقعا دوست دارم و براش ارزش قائلم که اون دقیقا عکس منه :(

احساس پوچی و خالی بودن و بی حالی دارم ..

ولی مهم نیست این نیز بگذرد..

  • فا رام
  • ۰
  • ۰

دیروز افطار

دیروز غروب رفتیم یکی از روستاهای اطراف ..بابابزرگم اونجا خونه داشتن که البته هنوز هم هست ما هم همین طور ..نسبت به منطقه ما اونجا خیلی خوش آب و هواست و کوهستانیه..

وقتی رسیدیدم نزدیک اذان بود و رفتیم مسجد..

افطار جاتون خالی آبگوشت میدادن و خوشمزه بود.. خیلی ..

چه هوای خوبی هم بود ..خنک..نم بارون..بهشت بود واقعااا

  • فا رام
  • ۰
  • ۰

تولد آبجی

امروز روز تولد یدونه آبجی هست و من هنوز هیچ چیزی نخریدم براش ..


  • فا رام