یک گوشه دنج

برای من

یک گوشه دنج

برای من

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۱
  • ۰

یک دوست قدیمی

چند وقت پیش تو یه مراسمی یکی از دوستان قدیمی یعنی دوست دوره راهنماییم رو دیدم ..ظاهرا خیلی تغییر نکرده بود ولی خیلی خانوم شده بود ..ازدواج کرده بود و سه تا بچه داشت سه تاااا!!!!!

می گفت 16 سالگی ازدواج کرده ..نظر مامان شون این بوده که دختر  نمیخواد درس بخونه و کار خاصی انجام بده و باید زود ازدواج کنه!

جالب اینه که مامان باباش هر دو تحصیل کرده هستند و مامانش هم مدیر مدرسه ولی نظرشون ابن بوده دیگه !

پرسیدم خودت دیگه نرفتی دنبال درس و کارهای دیگه که به هر حال دوست داشتی انجام بدی گفت نه دیگه با این بچه ها وقت نمی کنم ..البته ناراضی هم نبود از وضعیت فعلی و با همسرش تو شهرهای مختلفی زندگی کرده بود..

همین که خودش راضی هست خوبه..

خود آدما باید احساس خوشبختی داشته باشند..

  • faram ...
  • ۰
  • ۰
خیلی اتفاقی یکی از دوستان قدیمیم رو دیدم  ..حس کردم منو دید به روی خودش نیاورد ..رفتم پیشش سلام کردم خیلی گرم جوابمو داد ..گفتم منو نشناختی ؟! گفت فکر کردم کار داری و خیلی منو یادت نمیاد ..گفتم حدس زدم شناختی! و این جمله هه یادم اومد " بی توجهی از عمد توجه محسوب میشه " .. خیلی خوشحال شدم از دیدنش :)
داشتم به این فکر می کردم که خودمم خیلی وقتا خیلی افراد رو دیدم و شناختم ولی به روی خودم نیاوردم .. شاید هم کاری بوده و فرصتی نبوده برای سلام احوالپرسی  ..ولی چه حس خوبی داره  وقتی همدیگه رو می بینیم لبخند بزنیم .. ابراز خوشحالی کنیم ..دست هم رو خیلی گرم فشار بدیم و همدیگه رو بغل کنیم ..اینطوری آرامش رو به همدیگه منتقل می کنیم..
  • faram ...
  • ۲
  • ۰

کلاس جدید

صیح  ها میرم کلاس البته کلاس که نه یه شرکت برای آموزش  ..روز اولی که رفتم هیچ کس  داخل شرکت نبود.. تماس گرفتم با همراه استاد ایشون تشریف آوردند در رو باز کردند ..داخل بودند  ..
جالب تر اینکه هیچ کس هم به جز خودشون داخل  نبود و من بی توجه اولین سوالی که پرسیدم این بود که هیچ کس دیگه اینجا نیست ؟!
شرکت رو هم یکی از دوستان خیلی مورد اعتماد معرفی کرده بودند ..ایشون در پاسخ گفتند که دوستان دیگه ای هستند که متاسفانه امروز تشریف ندارند .. 
استاد خیلی خوبی هستند و فکر میکنم 4-5 سال از من کوچکتر هستند ..آموزششون هم عالیه منتها من به خانواده چیزی نگفتم از این شرایط ..اگر بگم دیگه نباید برم و ادامه بدم ..ولی شرایط خوبیه و نمیتونم از دستش بدم ..
  • faram ...
  • ۲
  • ۰

استرس

استرس چیزیه که تقریبا به صورت مداوم باهامه و اذیتم می کنه ..خیلی..

کاش میتونستم کنترلش کنم ..استرس شدید ..به دنبالش تپش قلب شدید..خیلی وحشتناک..بعضی وقتا به خاطرش خواب نمیرم یا صبح زود بیدارم میکنه ..

آخ که خیلی بد ..خودمو به آرامش دعوت می کنم ..آرامش بسیاااار و پایدار..

  • faram ...
  • ۰
  • ۰

باران

ما دل سپرده ایم به گریه برای هم

باران به جای من ،من و باران به جای هم

حسین منزوی

  • faram ...
  • ۰
  • ۰

خواهر گرامی


خواهرجان عزیز یه مدت دنبال کار بود و کار مناسبی که دوست داشته باشه پیدا نکرد ..البته بعد از اتمام کارشناسی رفت کلاس های مختلفی که دوست داشت مثلا شنا خیاطی خط.. بعد هم که ارشد قبول شد و دیگه به صورت جدی دنبال کار نرفت..یکبار هم اومد شرکت ما و توی مصاحبه قبول نشد ..در حال حاضر ترم آخره دوباره اومد شرکت اینجانب و خوشبختانه پذیرفته شد .. باید یکماهی رو آموزشی بگذرونه..چند روزی از اومدنش میگذشت که دوستم که سوپروایزر هست تماس گرفت و گفت چرا خواهرت نیومده ؟! تماس گرفتم باهاش گفت به من فرم کارآموزی ندادن و خیلی تحویلم نگرفتن ..حقوقم که خوب نیست و دیگه نمیام ..گفتم حداقل  به سوپروایزر میگفتی که هزار بار با من تماس نگیره :/ چون خواهر جان عزیز بنده هیچ وقت گوشی شو جواب نمیده :// منم که دورکاری هستم و اصلا متوجه نشده بودم که نمیره کارآموزی..
بالاخره خواهر گرامی با دیدن من که عصرا معمولا سرکارم و صبح هم کلاسی که تازگیا میرم و این همه کار و گرفتاری که دارم پذیرفت که کاری که او قراره انجام بده نسبتا راحت و کوتاه اومد ..در حال حاضر هم مشغول شده ..ادامه ش رو هم دیگه خدا به خیر بگذرونه..
  • faram ...
  • ۱
  • ۰

بعد از تاریکی

همیشه بعد از تاریکی نوره، باید توی اون تاریکی به راهت ادامه بدی، روشنایی در انتظارته...
درست مثل حرکت قطار توی یک تونل تاریک، اگر بترسی و بیرون بپری، وسط راه و توی تاریکی می مونی توی اون تونل، ولی باید توی قطار بمونی و مسیر را تا آخر با قطار طی کنی، بعدش روشنایی در انتظارته...
وسط تاریکی نپر...


هان_نولان
 
اینو یکی از دوستان تو کانالشون گذاشته بودن ..خیلی خوشم اومد ..عالی بود واقعا :)
  • faram ...