۲۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

همکار

امروز بعد از یه مدت طولانی همکارامو دیدم ..اونی که عاشق فیلم های کره ای بود و همیشه بازیگر مورد علاقه ش تصویر پروفایلش بود حالا داره میره کره !! ولی خداییش یه لحظه بهش حسودیم شد :) منم کره رو دوست دارم.


 این چند روزه گاهی به این فکر می کردم که مردم چه جوری روزه می گیرن و میرن کلاس و سرکار و هزار جای دیگه ولی من نمی تونم ..امروز متوجه شدم همه مثل منن .. روزا بلنده و روزه سختتتت .. واقعا ثواب زیادی میبرن روزه دارهای این ماه ..

ولی کاش کسایی که روزه می گیرن تا اونجا که راه داره بگیرن .. دیدن حالشون داره بد میشه آب یا مختصر چیزی بخورن که بعدا عوارض خیلی بدی نداشته باشه..






۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام

سالگرد

امروز سومین سالگرد فوت بابابزرگه ولی چون همزمان با اولین روز ماه رمضون هست دیشب براشون یه مراسم تو خونه خودشون برگزار کردن البته مراسم که نه همه یه شب رو تو خونه خودشون دور هم بودیم ..خیلی خوب بود ..کاش بودن هنوز..

امسال دیگه خونه رو می فروشن.. آخ که چقدر دلم برا همه چیزش تنگ میشه ..

دیشب رفتم یه دل سیر خونه رو گشت زدم ..اتاق ها ..حیاط.. باغچه..دلم برا همه چیز این خونه تنگ میشه ولی بدون اونا دیگه واقعا لطفی نداره ..

 گوشه گوشه ش خاطره مامان بزرگ و بابابزرگه ..

خدا رحمتشون کنه..چقدر دلم تنگه براشون ..



حال و هوای ماه رمضون رو همیشه دوست داشتم :)

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام

این قافله عمر..

امروز فقط به این فکر می کردم که چقدر زود می گذره ..

 یه سی سال دیگه رو بگذرونم میرسم به 60 !

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام

و چه بی ذوق..

و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید..


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فا رام

بیشترین..

بیشترین بازدید من مربوط به پست مشاعره ی جناب حصار آسمان هست ..

مشاعره رو واقعا دوست دارم :)

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فا رام

هدیه ی عجیب

شب عید سه چهار سال پیش بود که تو یه شرکتی بودم و جمع دوستانه خیلی خوبی داشتیم..
آخرین روز کاری اون سال بود و داشتم میومدم خونه که یکی از دوستان اومد پیشم و یه سررسید و خودکار بهم داد و گفت هدیه یکی از همکاران (خانم ) هست که نمی خواسته خودش بهت بده ..اون روز عجله داشتم و فرصتی نبود هدیه رو به اصرار او گرفتم و رفتم..
چند روز پیش که خیلی اتفاقی از جلو اون شرکت رد میشدم هدیه اون روز یادم اومد.. بعد از اون هر چی اصرار کردم بهم نگفت از طرف کی بوده ..
کاش نگرفته بودم ..برا چی نمی خواسته بدونم !!
۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام

حرف زدن مفید

معلمی که بهم آموزش میداد خیلی بد اخلاق بود منم ترجیح میدادم هیچی ازش نپرسم حتی اگه بلد نبودم ..
 یه بار بهش گفتم بیشتر توضیح بدین و گفتم من به خاطر طرز رفتار شما ترجیح میدم هر وقت که سوالی پیش میاد ارتون نپرسم خیلی ناباورانه از دفعه ی بعد عالی شد و نسبتا خوش اخلاق ..
باورم نمیشد همچین آدمی با یه بار گفتن ساده اینقدر عالی بشه..نمیدونم چی میشه بعضی وقتا از یکی به این شکل غول میسازیم..

..
یه حرف به نطر خودم خنده داری که امروز گفتم این بود که اگه میشه پنجره رو خاموش کن..اصلا حواسم نبود :/
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام

استاد

یه استاد خیلی خوبی داشتیم که خیلی فهمیده بود و بچه ها خیلی دوسش داشتن و چیزای خیلی زیادی هم به بچه ها یاد میداد ..
یادمه سال بعد از اون زمانی که استاد ما بود  تو اخبار به عنوان مخترع نشونش دادن .. 
می گفت علت پیشرفت من اینه که خودم میرم چیزای زیادی رو یاد میگیرم بعد اونو به دیگران یاد میدم و دوباره میرم دنبال یاد گرفتن چیزای جدیدتر ..جالب اینه که می گفت اگر چیزی که بلدم رو به کسی یاد ندم حس می کنم خیلی بلدم و دیگه نمیرم دنبال یاد گرفتن چیرای جدید ..
واقعا هم موفق بود..
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام

دنیا

گر کسب کمال می‌کنی می‌گذرد
ور فکر مجال می‌کنی می‌گذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال می‌کنی می‌گذرد…

وحشی بافقی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام

دو دستگی

من  دو گروه دوست دارم ..یه گروه معمولین ( گروه اول) و یه گروه هم (گروه دوم) به شدت طرفدار رهبر و خیلی سرسخت تو همه چیز مثلا یکی از دوستام عکس بزرگ رهبر رو تو خونشون داره ..به شدت محجبه س و نمیشه جلوش به رهبر تو گفت و تمام شبکه های اجتماعی داخلی رو داره و حسابی تعریف و تمجید میکنه و میگه تو هم بیا..گروه اولی هم که به شدت اونورین و به رهبر لطف دارن |: تو جمع دوستان اولی داشتم می گفتم تلگرام ندارم و نمیتونم فیلتر شکن نصب کنم گفتن خوب چیکار کنیم منم گفتم شما سروش نصب کنید گفتن از  فحش هم بدتر بود حرفت |: من خودم سروش رو به خاطر دوستان نصب کردم ولی خداییش به درد نمیخوره..

حالا من موندم مشکل من چیه که با همه هستم و با هیچ کی نیستم ..با هیچ کدوم هم مشکلی ندارم ولی هر دو طرف رو داشتن هم خیلی سخته.. تو جمع دومی باید حواست باشه یه چیزی نگی بهشون بر بخوره تو جمع اولی هم اگه یه چیزی بگی فکر می کنن از عمد میخوای اذیتشون کنی ولی با اون گروه اولیه خیلی راحتم همیشه..

باید ریشه یابی اساسی بکنم  این رفتارمو :)

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فا رام