دیروز غروب رفتیم یکی از روستاهای اطراف ..بابابزرگم اونجا خونه داشتن که البته هنوز هم هست ما هم همین طور ..نسبت به منطقه ما اونجا خیلی خوش آب و هواست و کوهستانیه..

وقتی رسیدیدم نزدیک اذان بود و رفتیم مسجد..

افطار جاتون خالی آبگوشت میدادن و خوشمزه بود.. خیلی ..

چه هوای خوبی هم بود ..خنک..نم بارون..بهشت بود واقعااا