چند وقت پیش تو یه مراسمی یکی از دوستان قدیمی یعنی دوست دوره راهنماییم رو دیدم ..ظاهرا خیلی تغییر نکرده بود ولی خیلی خانوم شده بود ..ازدواج کرده بود و سه تا بچه داشت سه تاااا!!!!!

می گفت 16 سالگی ازدواج کرده ..نظر مامان شون این بوده که دختر  نمیخواد درس بخونه و کار خاصی انجام بده و باید زود ازدواج کنه!

جالب اینه که مامان باباش هر دو تحصیل کرده هستند و مامانش هم مدیر مدرسه ولی نظرشون ابن بوده دیگه !

پرسیدم خودت دیگه نرفتی دنبال درس و کارهای دیگه که به هر حال دوست داشتی انجام بدی گفت نه دیگه با این بچه ها وقت نمی کنم ..البته ناراضی هم نبود از وضعیت فعلی و با همسرش تو شهرهای مختلفی زندگی کرده بود..

همین که خودش راضی هست خوبه..

خود آدما باید احساس خوشبختی داشته باشند..