هر چه می خواهد دل تنگت بگو...

...

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰ ب.ظ


طبعم از لعل تو آموخت در افشانیها

ای رخت چشمه خورشید درخشانیها


سرو من صبح بهار است به طرف چمن آی

تا نسیمت بنوازد به گل افشانیها


گر بدین جلوه به دریاچه اشگم تابی

چشم خورشید شود خیره ز رخشانیها


دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندید

مخمل اینگونه به کاشانه کاشانیها


دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع

ای سر زلف تو مجموع پریشانیها


رام دیوانه شدن آمده درشان پری

تو به جز رم نشناسی ز پریشانیها


شهریارا به درش خاک نشین افلاکند

وین کواکب همه داغند به پیشانیها


#شهریار 


  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰ ب.ظ
  • faram ...

نظرات  (۶)

شهریار. :)))💚💛
پاسخ:
:))
  • سپهر صادقی
  • بازم که شهریاررررر :)))))
    پاسخ:
    :))))
    از « دریاچه اشک » لذت بردم
    موفق و پیروز باشید
    پاسخ:
    :)
    ممنون
  • حصار آسمان
  • چه معشوقیه که افلاکیان خاک نشینش هستن!
    زیبا بود. متشکرم
    پاسخ:
    :)
    ممنونم
    :))
    پاسخ:
    :)) ممنونم عزیزم
    💚💛
    پاسخ:
    ممنون :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی