هر چه می خواهد دل تنگت بگو...

خانه دوست

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۷ ق.ظ
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟
 به در و دشت و دمن ؟ 
یا به باغ و گل و گلزار و چمن ؟
 یا به یک  خلوت و تنهایی امن
دل که تنگ است کجا باید رفت ؟

 پیرفرزانه من بانگ برآورد 

که این حرف نکوست ، 
دل که تنگ است برو خانه دوست . . . 
شانه اش جایگه گریه تو
سخنش راه گشا
بوسه اش مرهم زخم دل توست
عشق او چاره دلتنگی توست . . 
دل که تنگ است برو خانه دوست . .
 خانه اش خانه توست . . .
باز گفتم : 
خانه دوست کجاست ؟
گفت پیدایش کن 
بروآنجاکه پر از مهر و صفاست
گفتمش در پاسخ :
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم ،
یادشان در دل من ،
قلبشان منزل من . . . !
صافى آب مرا یاد تو انداخت ، رفیق !
تو دلت سبز ،
لبت سرخ ،
چراغت روشن !
چرخ روزیت همیشه چرخان !
نفست داغ ،
تنت گرم ،
دعایت با من !
روزهایت پى هم خوش باشد.          

           فریدون مشیری
  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۷ ق.ظ
  • faram ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی